آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

بیراهه

پنجشنبه 21 اردیبهشت ماه سال 1391 ساعت 07:46

دلتنگ همه روزهایی ام که از عاشقی بیخود،

سر به سینه آسمان سپرده بود،

سرود عشق سر میداد.

.

.

غافل از بازی روزگار،

که دلدادگان را به بیراهه میکشاند،

و پاکی را برنمیتابد.

.

.

و به قعر چاهش کشاندند،

به دروغ.

.

چه لذتی میبرند،

از همراه دیدن همگان در غفلت.


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

سال نو

شنبه 5 فروردین ماه سال 1391 ساعت 00:52

این سال هم خواهد گذشت. 

و باز هم من هستم، 

  و 

    من، 

         . . .

               ولی، 

                      نه اینجا.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

تحمل

پنجشنبه 18 اسفند ماه سال 1390 ساعت 16:03


دلتنگی،

برای کسی که 

نمیتوانی انتظارش را برآورده کنی،

. . .

و تنهایی.


این چاه، 

دیگر منتظر کسی نیست.

تنها خود و قورباغه اش.


پینوشت:

            از امروز صبح،

            در گوش چپم،

            صدای سوت ممتدی،

            لانه کرده.

                         .  .  .

            دیوانه ام نکند، خوب است.


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

پژواک چاه

دوشنبه 8 اسفند ماه سال 1390 ساعت 23:08

حس ناخوش آیند چاهی در من هست.

تماشاگر مسافرانی که

برای شنیدن صدای پژواک صدای آب،

سنگی در آن می اندازند.

. . .

کمی دل میدهند،

به صدای موجها و تلالو نور در دیواره های چاه،

. . .

و 

بعد

.

.

.

خمیازه ای،

. . .

و در انتها،

تنها صدای رفتن گامهای خسته آنها،

(که فراموش کردند، 

شنیده ها و دیده هایشان را)

باقی می ماند.

در ذهن تاریک چاه.


این سالها . . .

تنها امید دل تنگش،

قورباغه ای با وفا است،

که همیشه

در کناره ای از بستر زلال قعر چاه،

با صدای گرفته اش،

می خواند،

و می خواند،

تنها.

. . .

و با امید به دیدار هلال ماهی،

که گاه سر از تاریکی بیرون می آورد.

و بعد،

.

.

.

تاریکی،

و 

تنهایی،

و

سکوت.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

آرامش

شنبه 6 اسفند ماه سال 1390 ساعت 14:04

دوست من،

آرامش در درون توست،

. . .

در بیرون از تو،

جز هیاهوی هیچ در هیچ زندگی،

خبری نیست.


جستجو کن آرامش را 

در درون خودت،

نه در کسی،

یا چیزی.


که همه کس و هم چیز،

رفتنی اند.

و تنها تو ماندنی هستی،

. . .

با همه ی زیبایی های روحت.


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

بازیگر

چهارشنبه 26 بهمن ماه سال 1390 ساعت 08:40


ای بازیگر! گریه نکن! ماهمه مون مثل همیم

صبحا که از خواب پا میشیم نقاب به صورت می زنیم
یکی معلم میشه و یکی میشه خونه بدوش
یکی ترانه ساز میشه یکی میشه غزل فروش
کهنه نقاب زندگی تا شب رو صورتای ماس
گریه های پشت نقاب مثل همیشه بی صداس

هر کسی هستی یه دفه قد بکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رها شو از پیله خواب
نقش یک دریچه رُ رو میله قفس بکش
برای یک بار که شده جای خودت نفس بکش

کاشکی می شد تو زندگی ما خودمون باشیم و بس
تنها برای یک نگاه، حتی برای یک نفس
تا کی به جای خود ما نقابه ما حرف بزنه؟
تا کی سکوتو رج زدن نقش نمایش منه؟

هر کسی هستی یه دفه قد بکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رها شو از پیله خواب
نقش یک دریچه رُ رو میله قفس بکش
برای یک بار که شده جای خودت نفس بکش

می خوام همین ترانه رُ رو صحنه فریاد بزنم
نقابمو پاره کنم، جای خودم داد بزنم


                                   (خواننده: سیاوش قمیشی)


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

حس آشنای خفگی

یکشنبه 23 بهمن ماه سال 1390 ساعت 13:07

احساس خفگی بهم دست میده، وقتی که این پیغام ها رو میبینم.



del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

صبر

دوشنبه 3 بهمن ماه سال 1390 ساعت 08:17

صبورانه در انتظار زمان بمان . . .

هر چیز در زمان خود رخ میدهد.


حتی اگر باغبان، باغش را غرق آب کند،

درختان خارج از فصل خود میوه نخواهند داد.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

دوستی و خاطره

چهارشنبه 28 دی ماه سال 1390 ساعت 12:48

عابری در گذر از کوچه نزدیک دلم میپرسید:

              این چه عطریست که از کوچه بن بست دلت می آید؟


تازه من فهمیدم،

              که چقدر خاطره ها خوش بویند.


(نویسنده: ناشناس)

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

دریای عاشقی

دوشنبه 21 آذر ماه سال 1390 ساعت 05:31

موج،
     موج،
          موج،
به اندازه ی یک دریا.
بلند نمی شوند،
برای هر خاشاکی.
...
که برای عاشقی،
دریایی صبر باید.
...
و شکستن و به هم پیچیدن و محو شدن،
زمان رسیدن به معشوق.
...
ساحلی که به تماشا نشسته،
التماس پنجه های کف آلودی را،
که همواره نوازشش می کنند،
و
دیگر
هیچ.
 

 (برای فاصله !) در این روزهای روز به روز محو شدن.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1      2      3      4      5      6      7      8      9    >>